پیشینه تاریخی شهر باستانی کیلان
بنا به گزارش باستان شناسی اداره میراث فرهنگی استان تهران قدیمیترین نشانه حضور انسان در سطح استان در کیلان به اثبات رسیده و آثاری از انسانهای دوران سنگی متعلق به هزاره شانزدهم قبل از میلاد مسیح در کیلان بدست آمده است که نشانه ای از حیات پیشرفته ساکنان این ناحیه در دوران سنگ است .
زاغه ها و دخمه هایی که در نقاط مختلف کیلان از جمله در پشه بند > برنهشت و اطراف قلعه های عسگر و حصارک از عهد باستان بر جای مانده است خود حکایت از حضور انسان از گذشته های دور در این ناحیه دارد .
بطوریکه ازتاریخ ماد نوشته ا.م دیاکنوف و شواهد در محل بر می آید کیلان یکی از مراکز مهم دولت ماد به شمار می رفت . قلعه های باستانی به عبارت بهتر تپه های باستانی متعدد موجود در کیلان مانند قلعه ذرآباد – قلعه منصور – قلعه ء ایرج – قلعه ء ساران – قلعه ء حصارک – قلعه ء کیانی – قلعه ء سپید یا جمهور – قلعه ء ایرج در کردر – قلعه ء وادان – قلعه ء درویش و همچنین دره باستانی آرتاشان یا آتشان – تخت پاپلا – و نیز تپه های گد بلند – دیلمان تیلکان در زیارت و … بدون شک قلعه هایی می باشند که در دوران حکومت سلسله ء اساطیری کیان و در عصر مادها در قرون نهم تا هفتم قبل از میلاد بر روی تپه ها و خاکریزهای مصنوعی بنا گردیده اند. این قلعه ها در دوره اول جنگهای آشور و ماد و سلطه ء آشور بر قسمت عمده قلمرو مادها بکلی ویران شده است .
وجود مناطقی با نامهای تقریبا مشابه در کیلان و شهر ویران مهاباد و دره کنتی در نزدیکی شهر ویران مثل دخمه – فقرقا در شهر ویران و محلی بنام قبریا در کیلان همچنین تپه شیطان در دوره کنتی و دره شیطان در کیلان این نظر را تائید می کند و ازااین گذشته کیلان گرمسار و ایوانکی همراه با سمنان و شاهرود و دامغان دارای یک پیشینه تاریخی مشترک می باشند چرا که بنا به روایت تاریخ حاشیه شمالی دشت کویر تا قسمتهایی از دامنه های جنوبی البرز بخش مهمی از قلمرو مادها به شمار می رفت و کیلان و ایوانکی به عنوان پایتخت ای تابستانی و زمستانی سلسله کیان در تاریخ اساطیری جایگاه ویژه ای دارند و از همه مهمتر اینکه وجود تپه ها و گذرگاه ای تاریخی با نامهای مشابه در کیلان و دامغان و سمنان مثل تپه حصارک و گذرگاه کاسپیان در کیلان و نیز نام محلی بنام کوشک مغان در حوالی سمنان و مغانک در دو محوطه تاریخی کیلان حکایت از گذشته تاریخی این ناحیه دارد .
در ضمن در شاهنامه فردوسی اینطور آمده است که در جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب کهیلا یا کهیلان یا کیلان بنیره افراسیاب بدست منوچهر آرش از دلاوران معروف کیخسرو کشته می شود بنا بر این کیلان همان محلی است که این سردار بزرگ تورانی در آنجا به قتل رسیده است . البته درد شاهنامه های چاپ مسکو و ژول مول نام نیره افراسیاب کهیلا در شاهنامه خطی قاهره کهیلان و در شاهنامه خطی موجود در انستیتو خاور شناسی روسیه کیلان ذکر شده است از این رو کیلان در کنار امکاناتت متنوعی برای توسعه درد اختیار دارد تاریخ اساطیری 18 هزار ساله آن نیز در سطح استان تهران حرف اول را می زند .
الطرق الی الله بعدد انفس
بیشک روش شبان و موسی در پرستش خداوند واحد به یک گونه نبوده است
خداوند از شبان به همان اندازه انتظار دارد که وسع و توان اوست.در راه طلب عوامان مقلد را انتظاری نیست ولی هستند کسانی که حدی فراتر از این دارند که باید آنرا بشناسند و متناسب با آن و با بهره گیری از آنها در این مسیر باشند
نباید با معرفت اندکی که داریم به عمق پرستش و ستایش فعلی قانع باشیم و آنرا کافی بدانیم
وجود آدمی به قدری عظیم است که هر قوه از او میتوانددر شناخت و معرفت خدا که مستقیما بر عمق ستایش و پرستش و عشق او تاثیر میگذارد، سهمی داشته باشد
عقل ،دل،گوش،چشم وتمامی امانت های خدایی در وجود آدمی هر یک سهمی در شناخت عظمت او دارند
بزرگان و اولیایی که قادربودند فقط با دل، خدا را درک و کشف و شهود نمایند و به غمزه ای مساله آموز صد مدرس شوند انسانهای عادی چون ما نبودند
لازم است که برای کشف او از دنیای درون و بیرون از خود، تمام قوایی را که او بر ما عطا فرموده به کار گیریم.اگر گوشه گیری کنیم و بخواهیم که خدا را صوفیانه و صرفااز درون خودکه بیشک آیه ایست از آیات او کشف کنیم از آیات بیرونی او غافل شده ایم و این ظلمی است در حق خود و ناشکری نعمات و امانتهای خدادادی.خداوند نور آسمان و زمین است و باید او را در همه جا یافت
یار بی پرده از در و دیوار
در تجلی است یا اول الابصار
برای بصیرت و درک عمیق او محتاج به کار بردن همه هستی مان هستیم
به کار بردن قوای درونی از جنس اجبار آنها به این کار نیست بلکه در ذات قطره است که جذب دریا شود و در واقع کششی است از سوی او
ما خود نمیرویم روان از قفای کس
او میبرد که ما به کمند وی اندریم
عظمت او به قدری است که عمری با تمام قوای محدود وجودی خویش در راه شناخت او گام نهادن باز هم ما را به جایی خواهد رساند که چون بو علی بگوییم
دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
و همین طلب برای معرفت و درک و فهم او و کشف درونی و بیرونی اوشیرین است و گام به گام ستایش و پرستش و عشق مارا به او افزون تر و عمیقتر و شیرینتر میکند
باید سعی کنیم که اینگونه باشیم و در راه معرفت او از هر آنچه داریم بهره گیریم وبه اندک معرفت و عشقی بسنده نکنم
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
خدا جویی ،خدا خواهی و میل به حمد و سپاس و ستایش او در روح و جان و فطرت آدمی است و نیازی هم به آموزش هم ندارد و خود جوش است ولی روشهای آدمیان در این راه متفاوت است و محدود و متناسب است با فهم و درک و ظرف وجودی
ستایش شبان در مثنوی مولوی را که به یاد داریدکه خداوند خطاب به موسی میفرماید
هر کسی را سیرتی بنهاده ایم
هر کسی را اصطلاحی داده ایم
بی شک خدا در نظر فقیهان،متکلمان و فیلسوفان،عاشقان و عارفان و مردم عوام به یک گونه برداشت نمیشود.حتی خدای عارف خائفی چون غزالی با خدای عارف عاشقی چون مولانا متفاوت است.برای یکی موجودی بس عظیم و خوف آور و حسابگر که عظمتش موجب اطاعت از او میشود و برای دیگری معشوقی دلربا و دوست داشتنی که زیبایی اش موجب پرستش و ستایش او میشود
درک ما از خدا و روش ستایش و پرستش ما به عواملی وابسته است که ذکرش رفت
هر کس به طریقی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
خوشحال هستم كه هنوز هم وبلاگ مرا همچنان مطالعه مي كني ، و از تو دوست عزيز بخاطر دير شدن نوشته هايم پوزش مي طلبم ، شايد از خود بپرسيد كه چرا اكنون مطالب خودم را توي وبلاگ قرار دادم در حالي كه پايان خرداد نزديكه . دلم براي تو تنگ شده ، صبرم لبريز شده بود ، و دلم مي خواست با تو درد دل كنم تا احساس تنهايي نكنم . اما من از برخي دوستان كه مي دونم از روي احساس مي نويسند ، انتظار نداشتم . چون به نظر من ، با عرض معذرت از اون دوستان بايد آدم منطقي باشه و با آگاهي از اطراف خودش حرف بزنه . نمي شه آدم به خاطر احساسي بودنش ديگران را بخاطر عشق و نيت اش از نوشتن مطالبي در مورد محل زندگي اش متهم به خرافه گويي و ... كرد . و اين انديشه احساسي در وجود آدمهايي كه در راه شناخت و آگاهي دادن قدم مي گذارند ، نيست . بلكه بايد سعي كنيم همديگر را در راه شناخت و آگاهي دادن كمك كنيم و بدنبال مچ گرفتن و متهم كردن يكديگر نباشيم . اين راه راه تبليغات فرهنگي است نه تبليغات سياسي . و هر كدوم از ما آدما كه در اين راه قدم گذاشته ايم مطمئناٌ با پيمودن سختيها ، كسب علم در نگارش و در نهايت با فهم آگاهي از اطراف خود در دوران كسب تجربيات خويش ، تصميم به اين راه فرهنگي گرفته ايم . و چرا بايد اين تصور اشتباه را داشته باشيم كه فلان مطلب مغرزانه بوده يا اشتباه است در حاليكه از مطمئن بودن گفته خود آگاه نيستيم . در صورتي كه به نظر من هر مطلبي كه از سوي هر كس در نشريات يا وبلاگها نوشته مي شود با درك و فهم از مستند بودن آن ، نگارش مي شود چرا كه وجدان خود را در قبال آن مسئول مي داند و مي بايست پايبند اصول آموزه هاي فرهنگي باشد . هدف هر كدوم از ما كه انتقال دهنده انديشه ها هستيم مقدس و قابل ستايش هست و بايد سعي داشته باشيم به درست بودن هر مطلب كه حاصل زحمات زياد در بدست آوردن و مطالعه هست ، اعتقاد داشته باشيم .
میرحسین موسوی متولد خامنه سال ۱۳۲۰ است. کاسب زاده آذری سالهای پرافتخاری را پیش و پس از انقلاب در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. سالهایی که از عالم هنر به سیاست آمد و از سیاست به هنر بازگشت.و اینک بار دیگر به عالم سیاست باز گشته است. میرحسین موسوی، اگر چه فوق لیسانس معماری دارد اما بیش از انکه در عرصه معماری شناخته شده باشد، چهره ای سیاسی است.
هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر نظام جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
او که مدرکش را در بهار سال ۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال ۱۳۴۸ نوشت و تا سال ۵۰ آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال ۱۳۵۰ اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.
از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. ۲فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.
مسئولیتهای اجرایی :
۱- عضو شورای انقلاب اسلامی ۱۳۵۹-۱۳۵۸
۲-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۱-۱۳۵۷
۳- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸
۴- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸
۵- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳۶۰-۱۳۵۸
۶- وزیر امور خارجه ۱۳۶۱-۱۳۶۰
۷- نخست وزیر ۱۳۶۸-۱۳۶۰
۸- رییس ستاد انقلاب فرهنگی ۱۳۶۰
۹- رییس شورای اقتصاد ۱۳۶۸-۱۳۶۰
۱۰- رییس بنیاد مستضعفان ۱۳۶۸-۱۳۶۰
۱۱- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
۱۲- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه دارد-۱۳۶۸
۱۳- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد-۱۳۷۵
۱۴- مشاور سیاسی رییس جمهور ۱۳۷۶-۱۳۶۸
۱۵- مشاور عالی رییس جمهور ۱۳۸۴-۱۳۷۶
۱۶- رییس شورای هنر - ادامه دارد-۱۳۷۸
۱۷- رییس فرهنگستان هنر - ادامه دارد-۱۳۷۸
فعالیت های دانشگاهی:
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشههای انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است. از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۴/ او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
۱-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
۲- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیتا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
۳-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری
۴-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری
۵-چالشهای مردمسالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد
۶-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی۲ استاد راهنما-کارشناسی ارشد
۷-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری
۸- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری
۹- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالشها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری
۱۰- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد
۱۱- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسیارشد
۱۲- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (۱۳۷۶-۱۳۵۷) استاد راهنما-کارشناسیارشد
۱۳-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری
۱۴- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد
۱۵- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
کتاب ها و تالیفات:
موسوی که در سالهای ۵۸ تا ۶۰ سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد، از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام » انتشارات قلم ۱۳۵۶، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم ۱۳۵۶، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی۱۳۷۷-۱۳۷۵
|
|

