خوشحال هستم كه هنوز هم وبلاگ مرا همچنان مطالعه مي كني ، و از تو دوست عزيز بخاطر دير شدن نوشته هايم پوزش مي طلبم ، شايد از خود بپرسيد كه چرا اكنون مطالب خودم را توي وبلاگ قرار دادم در حالي كه پايان خرداد نزديكه . دلم براي تو تنگ شده ، صبرم لبريز شده بود ، و دلم مي خواست با تو درد دل كنم تا احساس تنهايي نكنم . اما من از برخي دوستان كه مي دونم از روي احساس مي نويسند ، انتظار نداشتم . چون به نظر من ، با عرض معذرت از اون دوستان بايد آدم منطقي باشه و با آگاهي از اطراف خودش حرف بزنه . نمي شه آدم به خاطر احساسي بودنش ديگران را بخاطر عشق و نيت اش از نوشتن مطالبي در مورد محل زندگي اش متهم به خرافه گويي و ... كرد . و اين انديشه احساسي در وجود آدمهايي كه در راه شناخت و آگاهي دادن قدم مي گذارند ، نيست . بلكه بايد سعي كنيم همديگر را در راه شناخت و آگاهي دادن كمك كنيم و بدنبال مچ گرفتن و متهم كردن يكديگر نباشيم . اين راه راه تبليغات فرهنگي است نه تبليغات سياسي . و هر كدوم از ما آدما كه در اين راه قدم گذاشته ايم مطمئناٌ با پيمودن سختيها ، كسب علم در نگارش و در نهايت با فهم آگاهي از اطراف خود در دوران كسب تجربيات خويش ، تصميم به اين راه فرهنگي گرفته ايم . و چرا بايد اين تصور اشتباه را داشته باشيم كه فلان مطلب مغرزانه بوده يا اشتباه است در حاليكه از مطمئن بودن گفته خود آگاه نيستيم . در صورتي كه به نظر من هر مطلبي كه از سوي هر كس در نشريات يا وبلاگها نوشته مي شود با درك و فهم از مستند بودن آن ، نگارش مي شود چرا كه وجدان خود را در قبال آن مسئول مي داند و مي بايست پايبند اصول آموزه هاي فرهنگي باشد . هدف هر كدوم از ما كه انتقال دهنده انديشه ها هستيم مقدس و قابل ستايش هست و بايد سعي داشته باشيم به درست بودن هر مطلب كه حاصل زحمات زياد در بدست آوردن و مطالعه هست ، اعتقاد داشته باشيم .
همسفر
همسفر
با عرض سلام و شادباش خدمت شما دوست عزيز "
+ نوشته شده توسط علیرضا حسین کاظمی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت
16:42 |

